Wednesday, February 23, 2005

گر چه هنوز تا بهار مانده، اما همیشه زمان خوبی برای انجام دادن کارهای عقب افتاده است! مثل وبلاگ من که چند سالی هست که قراره درست بشه! تولدش مبارک؛ إنشاالله منم یاد می گیرم خوب تایپ کنم!

یک بار یک معلم انشا؛ بعد از عمری روزی 6 صفحه دفتر خاطرات نوشتن به من گفت شروع کن یادداشت روزانه بنویس انشات خوب بشه!!!!!! اصولا نمره انشا من یا خیلی خوب بوده یاخیلی بد . یعنی یا پارازیت من ومعلم انشا یکی بوده یا 180 درجه فرق داشته! اما این بار از نمره خبری نیست! این فقط به یاد حرف معلمی است که می ترسید اگه نمره نباشه کسی نمی نویسد!این ادامه دفتر چوخاطرات، ادامه یادداشت کنار جزوه، ادامه دفتر توی کمد است... من هنوز هم نمی دانم چرا لحظه هایی هیچ چیز به جز نوشتن آدم را آرام نمی کند؟؟؟؟ انگار صدای توی ذهنت با نوشتن آرام می شود.... آرام آرام کلمه ها تو را به اعماق سکوت می یرند!امروز در زرند زلزله شده ..... اگه یه روز صبح با خبر زلزله تو تهران بیدار بشم باید چی کار کنم؟؟؟؟؟؟