اینجا ديگه داره بوی پاييز مي ياد و آدم را كمی محزون مي كند، عجیب نيست برای كسی كه از 28 سال عمرش 22 سال شاگرد مدرسه بوده، ديگه بايد با پاييز دوست شده باشه .اما امسال از آمدن پاييز خوشحالم، از اينكه زندگی به روال عاديش بر ميگرده خوشحالم تابستون فصل برنامه های آشفته است .اما وقتی باد پاييز می آید و بوی هوای نيمه بارونی و برگهای خشك در مي آید همه كم كم بر ميگردن به برنامه های هميشگيشان
من يك ماه كه خودم را تنبيه كردم و هرچی عكس و پوستر ايران كه داشتم و روبروی ميز كارم گذاشته بودم را جمع كردم، فكر می كردم اين جوری لحظه های دلتنگی برای ايران كمتر ميشود. فكر نمی كنم خيلی تاثير داشت، اما حالا اين ديوار خاكستری با سادگيش يك جور آرامش بهم ميدهد
چند روز پيش وبلاگ يك آشنايی را می خواندم، وبلاگ به انگليسی بود برای اينكه می خواست نوشتن انگليسيش را تمرين بكند ، شايد فكر بدی نباشد، اما من دلم می خواهد به فارسی حرف بزنم مخصوصا اينجا، ميخواهم صدای درون ذهنم و روحم فارسی باشد هميشه، به زبان مادری به ياد سرزمين مادری
شايد آگر ايران بودم و وبلاگ داشتم به انگليسی می نوشتم همان جوری كه وقتی ايران بودم اخبار را از روی اينترنت از بخش انگليسی پيوند می خواندم و فقط بی بی سی نگاه ميكردم و حالا اخبار را فقط به فارسی می خوانم ! بعضی اوقات چقدر آدم عوض ميشود
من يك ماه كه خودم را تنبيه كردم و هرچی عكس و پوستر ايران كه داشتم و روبروی ميز كارم گذاشته بودم را جمع كردم، فكر می كردم اين جوری لحظه های دلتنگی برای ايران كمتر ميشود. فكر نمی كنم خيلی تاثير داشت، اما حالا اين ديوار خاكستری با سادگيش يك جور آرامش بهم ميدهد
چند روز پيش وبلاگ يك آشنايی را می خواندم، وبلاگ به انگليسی بود برای اينكه می خواست نوشتن انگليسيش را تمرين بكند ، شايد فكر بدی نباشد، اما من دلم می خواهد به فارسی حرف بزنم مخصوصا اينجا، ميخواهم صدای درون ذهنم و روحم فارسی باشد هميشه، به زبان مادری به ياد سرزمين مادری
شايد آگر ايران بودم و وبلاگ داشتم به انگليسی می نوشتم همان جوری كه وقتی ايران بودم اخبار را از روی اينترنت از بخش انگليسی پيوند می خواندم و فقط بی بی سی نگاه ميكردم و حالا اخبار را فقط به فارسی می خوانم ! بعضی اوقات چقدر آدم عوض ميشود
No comments:
Post a Comment